أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

281

قانون ( فارسى )

است . گزينش : نيرومندترين جزئش تخم آن است و غذايىترش در آب جوشيده است . مزاج : ترب در اول گرم و تر و تخمش در سوم گرم است . خاصيت : ترب بادآور و تخمش بادشكن است . ترب و بويژه تخمش نرمىبخش است . ترب بيابانى التهاب آورد . ترب را در آب بجوشانند نيروى دارويى را از دست مىدهد و غذايىتر مىشود . ترب غذاى كم و بلغمى دهد . گوهر ترب به گنديدن نزديك است و ازاين‌رو زيانهايى در بر دارد . برگ بهارى ترب را در آب جوشانند و با روغن زيتون و آبكامه خورند بيش از ترب غذا دهد . آرايش : با آرد شلمك مخلوط كنند و بر سر مالند سر مبتلا به داء الثعلب و داء الحيه را موى بازروياند . ترب و عسل ضماد شود لكه‌هاى زير چشم خونى و غير خونى را مىزدايد . تخم ترب داروى نقطه‌هاى گوناگون اندامان و زدايندهء لكه‌هاى ناشى از ضربت خوردن و لكه‌هاى سياه پوست است . ترب و كندس و سركه را بر پوست مالند و اگر در حمام بر پوست مالند بهتر است . بهك سياه را از بين مىبرد . ترب شپش را در بدن بيفزايد . جوش : با آرد شلمك بر جوشهاى شيرى نهند شفا دهد . زخم و قرحه : ترب و عسل ضماد شود قرحهء پليد و قرحهء شيرى را برمىكند . تخم ترب با سركه علاج قرحهء ( غنغرانا ) است . و قوبا را ريشه‌كن كند . مفاصل : تخم ترب درد مفاصل را دوا كند و ضربان مفاصل را آرام مىنمايد . سر : به زيان سر و دندان و كام است . افشره‌اش باد گوش را مىپراكند . چشم : آب ترب را در چشم چكانند هرچند براى چشم خوب نيست اما ديده را جلا دهد . آب ترب لكه‌هاى زير اشك‌ريز را مىزدايد . ابن ماسويه گويد : برگ ترب ديد را تقويت كند . نفس‌كش و سينه : ترب پخته در علاج سرفهء كهنه و هميشگى ، كيموس غليظ كه در سينه پيدا مىشود ، خناق ناشى از قارچ سمى بسيار مفيد است . ترب را با اسكنجبين بپزند و بدان غرغره كنند در دفع خناق مفيد است و براى گلو زيان دارد . و شير پستان را افزايش دهد . اندامان غذا : براى معده بد است و آروغ‌آور است . اما بعد از غذا بخورند غذا را بدرقه كند و شكم را ليونت بخشد . اگر قبل از غذا بخورند ؟ خوراك را بالا نگه مىدارد ( يطفى ) و نمىگذارد در جاى خود بنشيند و از اين سبب استفراغ‌آور است . و بويژه پوست ترب كه با اسكنجبين خورند قىآورتر است . ضماد ترب به نفع سپرز و پهلو است . تخم ترب و سركه باهم بسيار قىآور است . و آماس سپرز را فرونشاند . ابن ماسويه گويد : خوردن ترب و بويژه برگ آن بعد از طعام ، طعام را هضم كند . آب برگ ترب بندآمدنهاى كبد را باز كند و علاج يرقان است . بعضى عقيده دارند كه برگش هاضم و مغزش دل‌بهم‌آور است . و تخمش بادهاى شكم را مىپراكند و راه بيرون آمدن را آسان كند . و اشتها مىآورد و علاج درد كبد است و براى مداواى استسقا مفيد است . زهرها : ترب پادزهر نيش مار است . با شراب پادزهر مار شاخدار است . تخم ترب در دفع گزند سم و نيش حشرات مفيد است . قاچى از ترب را بر كژدم نهند مىميرد . آبش را بر كژدم پاشيدند فورا كژدم را كشت . اگر ترب خورده را كژدم بزند تأثيرى ندارد . فستق ( پسته ) : درختى است مشهور و در بعضى جاها پيداست . مزاج : در آخر دوم گرم است و رطوبتى هم دارد . گويند از گردو گرمتر است . آنان كه پنداشته‌اند كه پسته سرد است اشتباه فرموده‌اند . خاصيت : پسته و بويژه پستهء شامى كه به دانهء صنوبر مىماند و كمى تلخى و گسى دارد ؟ با معده سازگار است .